X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

ژاله

هم روز ولنتاین وهم «سپندار مذگان» را جشن می گیریم

اینک زمین را می‌ستاییم؛
زمینی که ما را در بر گرفته است.                                                        سپندارمذگان
ای اََهوره‌مَزدا !
زنان را می­ستاییم.
زنانی را که از آن ِتو به شمار آیند
و از بهترین اَشَه برخوردارند، می‌ستاییم.
اوستا - یسنا ۳۸ - بند


در قرن سوم میلادی همزمان با امپراتوری ساسانی در ایران ، کلودیوس دوم ، امپراتور روم عقیده داشت که سربازان مجرد توانایی جنگیدن بیشتری دارند ، بنابراین آن ها را از حق ازدواج محروم می کرد.اما کشیشی به نام والنتیوس( والنتاین) مخفیانه عقد سربازان رومی با دختران مورد علاقه شان را جاری می کرد . کلودیوس هم این کشیش را زندانی و در نهایت به خاطر عقد عشاق اعدام کرد. به همین خاطر روز چهاردهم فوریه، مصادف با بیست و پنجم بهمن، روز عشق نامیده شد.ا
و اما سپندارمذگان:

در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، تنها چند روز پس از روز ولنتاین. این روز «سپندارمذگان» یا «اسفندارمذگان» نام داشته است.ا
در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می‌‌کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. به‌عنوان مثال روز اول، روز اهورامزدا، روز دوم، روز بهمن ،سلامت و اندیشه، که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی بهترین راستی و پاکی، که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی شاهی و فرمانروایی آرمانی، که خاص خداوند است و روز پنجم سپندارمذ بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌‌ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می‌‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می‌‌دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را به‌عنوان نماد عشق می‌‌پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می‌‌شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می‌‌شد، جشنی ترتیب می‌‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت ،که در ماه مهر، مهرگان لقب می‌‌گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندارمذ یا اسفندارمذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندارمذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می‌‌گرفتند.ا
اینکه سپندارمذگان، در تقویم های امروزی مصادف با پنجم اسفند ماه نیست به این دلیل است که در گذشته ایرانیان ١٢ ماه ٣٠ روزه داشتند و ٥ روز را نیز افزودن بر آن ١٢ ماه در سالشمار خود داشته اند. بنابراین روز پنجم اسفند ( سپندار مذگان ) ، با روز ٣٣٥ از سال یا ٢٩ بهمن در سالشمار کنونی ایرانیان برابر است .ا 

 



جشن اسفندگان، روز گرامیداشت زمین بارور و بانوان:

واژه فارسی اسفند یا سپندارمذ، از واژه پهلوی سپندارمد و اوستایی سپَـنتَـه‌آرمَـئیتی ، برگرفته شده است. اصل این نام همانا آرمئیتی است که واژه سپنته/ سپند برای احترام و گرامیداشت بیشتر، به آن افزوده شده است. معمولاً آرمئیتی را به معنای فروتنی و آرامی می‌دانند، اما این معنا درست به نظر نمی‌رسد و بسیاری از پژوهشگران آنرا نمی‌پذیرند. ل. مولتون آنرا در اصل آرا ماتا به معنای مادر زمین می‌داند که با واژه سانسکریت و ودایی اَرامتی به معنای زمین نزدیکی دارد. در گاتهای زرتشت (سرود ٤٥، بند٤)، این واژه در معنای زمین و با توصیف دختر اهورامزدا (دوگِـدَر) آمده است. همان واژ‌ه‌ای که زرتشت برای دخترش پوروچیستا هم بکار گرفته است. بنابر این، آرمئیتی به تنهایی و یا به شکل سپنته‌آرمئیتی در آغاز، نام یا پاژنام زمین و به ویژه زمین بارور و یا مادر زمین بوده و بعدها به فرشته یا ایزد پشتیبان زمین اطلاق می‌شود و پس از آن به پیکر یکی از امشاسپندان یا یاران اهورامزدا در می‌آید.ا
از آنجا که در باورهای کهن، زمین را نیز مانند زنان، بارور، زاینده و پرورش‌دهنده می‌دانسته‌اند و همه موجودات بر پهنه او و در پناه و آغوش او پروریده می‌شده‌اند، جنسیت او را نیز «مادینه» فرض می‌کرده‌اند و از همین خاستگاه است که عبارت‌های مام میهن و سرزمین مادری بوجود آمده و فراگیر شده است. پیشینیان ما، همانگونه که زمین را زن یا مادر می‌دانسته‌اند، آسمان را نیز مرد یا پدر بشمار می‌آورده‌اند و ترکیب‌های مادرزمین و پدرآسمان از همین جا برخاسته‌اند. بی‌گمان آنان شباهت‌ها و پیوندهایی بین زن و مرد از یک سو، با زمین و آسمان، و بارندگی و رویش گیاهان، از سوی دیگر احساس می‌کرده‌اند. همچنین این را نیز می‌دانیم که در باورهای ایرانی، نسل بشر یا نخستین زن و مرد جهان، به نام مشی و مشیانه از ریشه دوگانه گیاهی به نام مهرگیاه در دل زمین بوجود آمده و آفریده شده‌اند و در واقع زمین یا سپندارمذ، مادر نسل بشری دانسته می‌شده است.ا  

 


نامگذاری آخرین ماه فصل زمستان بنام اسفند یا سپندارمذ نیز از همین ویژگی باروری و زایندگی زمین سرچشمه گرفته است. چرا که در همین ماه، نخستین جوانه‌ها از خاک سربرمی‌زند و زایش دوباره زمین را نوید می‌دهد. از همین رو، مردمان ایرانی این ماه و به ویژه روز پنجم آن که با نام ماه همانند است، یعنی اسفندروز از اسفندماه یا سپندارمذروز از سپندارمذماه ، را روز گرامیداشت زمین بارور و بانوان می‌دانسته‌اند و در این روز، مردان آیین‌هایی برای همسران خود برگزار می‌کرده و هدیه‌هایی به او می‌داده‌اند که متأسفانه آگاهی بیشتری از این مراسم در دست نیست. همچنین بخاطر آغاز فصل رویش و زراعت، از این روز با نام جشن برزگران که خود همیاران سپندارمذ در سبزاندن و باروری زمین هستند، یاد شده است. در گاتهای زرتشت نیز بارها نام برزگران، وَرِزیـئَـنـت، با آرمئیتی ،زمین، در کنار یکدیگر آمده‌اند.ا
با توجه به منابع موجود دانسته می‌شود که اسفندگان در ایران باستان، نه روز زن به مفهوم مطلق و امروزی آن، بلکه روز گرامیداشت زمین بارور و همتای انسانی آن یعنی بانوان بوده است. به عبارت دیگر منظور از زن، همسر است و نه جنسیت آن.امروزه نیز روز جهانی زن در هشتم مارس، بر جنسیت زنانه تأکید ندارد، بلکه یادمانی برای کوشش‌های برابری‌طلبانه زنان و جنبش‌های آنان برای استیفای حقوق طبیعی خودشان است؛ در حالیکه جشن اسفندگان، یادمانی بسیار کهن از اسطوره‌های زایش و باروری است. این دو مناسبت و مراسم، شباهتی با یکدیگر نداشته و هر کدام اهمیت و خاستگاه و کارکردهای خاص خود را دارند.ا 

 

 سپندارمذگان


تاریخچه روز سپندارمذگان
سپندارمذگان : در ایران باستان، از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۴ روز پس از والنتاین فرنگی! این روز “سپندارمذگان” یا “اسفندارمذگان” نام داشته است. توضیح: “سپنته آرمئیتی” که چهارمین امشاسپند در دین زرتشت است، در پهلوی “سپندازمذ” گفته شده که به معنی فروتنی است. از طرفی چون این امشاسپند، سومین امشاسپند بانو ست و به دلیل مقام بزرگی که زن در کیش مهر دارد، این روز به نام و مخصوص زنان بوده است. جشنی که در این روز برگزار می‌شده به “سپندارمزگان” معروف است. نام‌های دیگر آن “مردگیران”، “مژدگیران” می باشد. ابوریحان بیرونی می‌نویسد: “اسفندارمذ ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگهبان زنان پارسا و درستکار است. به همین مناسبت این روز عید زنان به شمار می‌رود.” و در زمان ابوریحان این رسم وجود داشته است. در این روز مردان به جهت گرامی‌داشتِ مقام زن به آنها هدیه می‌دادند. این جشن تنها بخشش هدایا نبوده بلکه در این روزها زنان فرمانروایی می‌کردند و مردان از آنها اطاعت می‌کردند. به این دلیل به این روز مردگیران می‌گفتند که در این جشن زنها می‌توانستند با آزادی و اختیار خویش مرد زندگی خود را انتخاب کنند. هم‌چنین “سپندارمذ” در اوستا، “سپند آرمیتی” و در پهلوی، “سپندارمت” یا ” سپندارمد” و در فارسی، ”سپندار مذ” یا “اسفند”خوانده می‌شود که مرکب است از دو جزء “سپند” به معنی “ورجاوند” و “آرمیتی” که معنی اندیشه و فداکاری و بردباری و سازگاری و فروتنی می‌دهد. در پهلوی معنی این ترکیب را “خرد کامل” نوشته اند. در گاهان، غالبا جزء دوم آن ( آرمیتی ) به تنهایی آمده و یکی از فروزه‌های “مزدا اهوره” است. اما در اوستای نو، سپندارمذ نام یکی از امشاسپندان است که در گروه سه‌گانه امشاسپند بانوان – سپندار مذ، خرداد و امرداد – جای دارند و از نمادهای مادر خدایی اهوره‌مزدا به شمار می‌رود. این امشاسپند بانو در جهان مینوی نماد دوستداری و بردباری و فروتنی اهوره‌مزدا و در جهان استومند، نگهبان زمین و پاکی و باروری و سرسبزی آن است. او دختر اهوره‌مزدا است و ایزد بانوان آبان ( اردویسور آناهیتا ) و دین و از یاران و همکاران او هستند و “ترومیتی” – دیو ناخشنودی و خیره‌سری و یکی از بزرگان دیوان- دشمن اوست. در گاهان از “سپند آرمیتی” چون پرورش‌دهنده‌ی آفریدگان یاد می‌شود و از طریق اوست که مردم برکت می‌یابند. مزدا اهوره او را آفریده است تا رمه‌ها را مرغزارهای سرسبز ببخشد. در اوستای نو، او دارنده‌ی ده‌هزار داروی درمان‌بخش است. و نام او معمولا مترادف با زمین آمده است. دکتر بهار می‌نویسد: ” در وندیداد آمده که بعضی آن را با زمین یکی دانسته اند. مولتن براین بر این گمان است که این نام در اصل “آراماتا” بوده است به معنی “مادر زمین”. واژه‌ی “ساندارامت” در ارمنی ( به معنی اندرون زمین ) صورتی از “سپندارمذ” است. پنجمین روز ماه و دوازدهمین ماه سال به نام این امشاسپند بانو است که در فارسی اسفند گفته می‌شود. گل بیدمشک را نیز ویژه‌ی او دانسته اند. فلسفه‌ی بزرگ‌داشتن این روز به عنوان روز عشق به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می‌کردند و علاوه بر این‌که ماه‌ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. به عنوان مثال روز اول “روز اهورا مزدا”، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه ) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی “بهترین راستی و پاکی” که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی “شاهی و فرمانروایی آرمانی” که خاص خداوند است و روز پنجم “سپندار مذ” بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پرمهر خود امان می‌دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را به عنوان نماد عشق می‌پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می‌شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می‌شد، جشنی ترتیب می‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه، مهر نام داشت و در ماه مهر، مهرگان لقب می‌گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه “سپندار مذ” یا “اسفندیار مذ” نام داشت و در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندارمذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می‌گرفتند.* سپندار مذگان جشن زمین و گرامی‌داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌کردند. ملت ایران از جمله ملت‌هایی است که زندگی‌اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت‌های گوناگون جشن می‌گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می‌گذرانده اند. این جشن‌ها نشان‌دهنده‌ی فرهنگ، نحوه‌ی زندگی، خلق و خوی، فلسفه‌ی حیات و کلا جهان‌بینی ایرانیان باستان است. از آن‌جایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم، شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است.


روز پنجم هرماه و ماه دوازدهم هر سال «اسفند» یا «سپندارمذ» نام دارد. این واژه که در اوستایی «سْپِنْتَه‌آرمَئیتی»(Spenta-Ârmaiti) می¬باشد و نام چهارمین امشاسپند است، از دو بخش «سپنته»(Spenta) یا «سپند» به مانک پاک و مقدس و «آرمئیتی»(Ârmaiti) به مانک فروتنی و بردباری تشکیل شده است و مانک این دو با هم فروتنی ِپاک و مقدس است. این واژه در پهلوی «سپندارمت»(SpandÂrmat) و در فارسی «سپندارمذ» و «اسفندارمذ» و «اسفند» شده است.

امشاسپند سپندارمذ، نگهبان و ایزدبانوی زمین ِسرسبز و نشانی از باروری و زایش است. جشن «سپندارمذگان» یا «اسفندگان»، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده و این روز به نام «مرد‌گیران» یا «مژدگیران» یا «مزدگیران» (=هدیه گرفتن از مردان) نیز در ادبیات فارسی بکار رفته است.
 
یکی دیگر از نام­های این جشن نیز، جشن «برزگران» یا «برزیگران» است که به مناسبت نقش مهم برزگران و کشاورزان در سبز کردن زمین و باروری زمین بوده­است.
 
به بیان ابوریحان بیرونی، «اسفندارمذ» ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگاهبان زنان شوهر دوست و پارسا و درست­کار بوده. به همین مناسبت این روز، عید زنان به شمار می­رفت. مردم به جهت گرامیداشت، به آنان هدیه داده و بخشش می­کردند. زنان نه تنها از هدایا و دهش­هایی برخوردار می­شدند، بلکه به نوعی در این روز فرمانروایی می­کردند و مردان باید که از آنان فرمان می­بردند.
 
گردیزی در کتاب زین­الاخبار نیز درباره­ی واژه­ی «مردگیران» اشاره کرده ­است که از این جهت این جشن را مردگیران می­گفتند که زنان به اختیار خویش و با آزادی، شوی و مرد زندگی خود را برمی­گزیدند.
 
نوز نیز در برخی از گوشه ­های ایران زمین مانند اصفهان، پهله، ری و دیگر شهرهای ناحیه­ی مرکز و غرب ایران، مراسم جشن اسفندگان همچون گذشته برگزار می­شود، در این روز بانوان لباس و کفش نو می­پوشند، زنانی که مهربان، پاکدامن، پرهیزگار و پارسا بوده­اند و در زندگی زناشویی خود فرزندان نیک را به جامعه تحویل داده­اند مورد تشویق قرار می­گیرند و از مردهای خود پیش­کش­هایی دریافت می­کنند. آن­ها در این روز از کارهای همیشگی خود در خانه و زندگی معاف شده و مردان و پسران وظایف جاری زنانه را در خانه به عهده می­گیرند.
 

منابع :

سپندار مذگان 

niushagol